ماجرای آقای بیچاره

داستان های کوتاه که شاید با هم ارتباط داشته باشند . ولی کاملا جالب هستند

تبلیغات تبلیغات

خداوند و آفریدگار انسان ها بر بندگانت رحم نما

کارم از گریه گذشته است ولی نمی توانم به آن بخندم . دل و دماغی برای نوشتن نیست . امروز در خیابان .... در حال نگاه به روز نامه ها ی کیوسک مطبوعاتی و صحبت با فروشنده آنجا داشتم که فلان مجله هست یا بهمان مجله چطور که شاهد اتفاق ناخوشایندی شدم . ماجرا قابل بیان نیست . باز و واقعا از ته دل از خدا خواستم عمر این دنیایم را کوتاه کند ، نمی شود گفت خدا ... ولی خود شاهد بودی دیدی رحم کن بر بندگان صادقت و رسوا کن منافقین و دروغگویان و ظالمین و ریا کاران را و ای مهربان
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها